تبليغاتX
نیمه ی گمشده ی قلبم



زندگی،دو روز است

یک روزش به بلندای غم،طولانی است

و روز دیگرش،به اندازه ی شادی،کوتاه است

نویسنده:سمانه میرزایی

+ نوشته شده در پنجشنبه 7 آبان1388ساعت 7:38 بعد از ظهر توسط یاس سفید |



بسیاری آدمها در قاب نگاهم آمدند و رفتند

و تنها چهره ی کسانی در قاب نگاهم باقی ماند

که نگاه های زیبا را در چشمانم به یادگار گذاشتند

نویسنده:سمانه میرزایی

+ نوشته شده در چهارشنبه 15 مهر1388ساعت 3:54 بعد از ظهر توسط یاس سفید |



هر قدمی که جای پایی بر جای نگذارد

بیهوده برداشته شده...

نویسنده:سمانه میرزایی

+ نوشته شده در چهارشنبه 1 مهر1388ساعت 4:23 بعد از ظهر توسط یاس سفید |



با تلاش کردن،"باختن"؛ بسی بهتر

 از این است که بدون هیچ تلاشی ببازیم.

نویسنده:سمانه میرزایی

+ نوشته شده در جمعه 13 شهریور1388ساعت 4:32 بعد از ظهر توسط یاس سفید |



اگر به راز غروب کردن خورشید می اندیشیدیم

به زیبایی ماه،پی می بردیم...

نویسنده:سمانه میرزایی

+ نوشته شده در چهارشنبه 4 شهریور1388ساعت 3:44 بعد از ظهر توسط یاس سفید |



سکوت ثانیه ها

باعث غفلت انسان از گذر زمان می شوند

نویسنده:سمانه میرزایی

+ نوشته شده در یکشنبه 18 مرداد1388ساعت 6:37 بعد از ظهر توسط یاس سفید |



گاهی باید به چشم اجازه گریستن داد

 تا حرف دل را بازگو کند

نویسنده:سمانه میرزایی

+ نوشته شده در جمعه 2 مرداد1388ساعت 6:28 بعد از ظهر توسط یاس سفید |



اولین اشک زمانی آفریده شد

 که" آدم"،برای مرگ انسانیت قابیل ریخت

نویسنده:س.میرزایی

+ نوشته شده در دوشنبه 22 تیر1388ساعت 3:25 بعد از ظهر توسط یاس سفید |



آرزو دارم بعد مرگم،زمانی که جسمم

 به خاک بازگشت،با خاک وجودم خانه ای برایت بسازم

 که بعد مرگم آواره و سر گردان نباشی

نویسنده:س.میرزایی

+ نوشته شده در چهارشنبه 17 تیر1388ساعت 11:10 قبل از ظهر توسط یاس سفید |



ماندگار،کسی است

که خاطره ای خوش به یادگار گذارد...

نویسنده:س.میرزایی

+ نوشته شده در دوشنبه 15 تیر1388ساعت 5:54 بعد از ظهر توسط یاس سفید |



سکوت،مدفن حرف هاییست که ناگفته ماندند

نویسنده:س.میرزایی

+ نوشته شده در یکشنبه 14 تیر1388ساعت 11:41 قبل از ظهر توسط یاس سفید |



در دستانم "عشق"را پرورش می دهم

تا زمانی که دستم برای خدا رو شد

"عشق"،به خدا لبخند بزند

نویسنده:س.میرزایی

+ نوشته شده در شنبه 13 تیر1388ساعت 9:52 قبل از ظهر توسط یاس سفید |



کاغذی دارم هزار تکه که هر تکه اش

خبر از رازی نهان دارد.

کاش کاغذ،هیچ گاه هزار تکه نمی شد

نویسنده:س.میرزایی

+ نوشته شده در پنجشنبه 11 تیر1388ساعت 7:33 بعد از ظهر توسط یاس سفید |



زندگی،همانند شطرنجی است که در انتها

تنها خود می مانیم و مشکلات پیش رو

نویسنده:س.میرزایی

+ نوشته شده در پنجشنبه 11 تیر1388ساعت 9:31 قبل از ظهر توسط یاس سفید |



برای عشق وجودم

به دنبال شهد شیرین می گشتم.

رهگذری گفت:

عشق و عسل،هیچ کدام اصل نیستند.

اما ندایی از سوی قلب آمد و گفت:

شنیده ها را به دست باد بسپار

و به دنبال شهد برو...

نویسنده:س.میرزایی

+ نوشته شده در چهارشنبه 10 تیر1388ساعت 3:10 بعد از ظهر توسط یاس سفید |



با عشقت همراه باش

اما نه تا آخر...

بلکه تا همیشه...

نویسنده:س.میرزایی

+ نوشته شده در سه شنبه 9 تیر1388ساعت 7:24 بعد از ظهر توسط یاس سفید |



تقدس عشق،به صادقانه بودن آن است

نویسنده:س.میرزایی

+ نوشته شده در پنجشنبه 28 خرداد1388ساعت 7:40 بعد از ظهر توسط یاس سفید |



در این دنیای فانی

همه گمشدگانی هستیم

که فراموش کرده ایم تنها راه رهایی

راه رسیدن به خداست

نویسنده:س.میرزایی

+ نوشته شده در چهارشنبه 27 خرداد1388ساعت 5:45 بعد از ظهر توسط یاس سفید |



امید،همانند نفس است

اگر نباشد،زندگی هم نیست

نویسنده:س.میرزایی

+ نوشته شده در یکشنبه 24 خرداد1388ساعت 6:11 بعد از ظهر توسط یاس سفید |



در دنیایی که چشمانت را

به جرم اشک عاشقی کور می کنند

اشکت را در دل بریز

و عشقت را در قلبت پنهان کن

نویسنده:س.میرزایی

 

 

+ نوشته شده در شنبه 23 خرداد1388ساعت 6:6 بعد از ظهر توسط یاس سفید |




دريافت كد ستاره باران وبلاگ

Digital Clock - Status Bar

مرجع تمامی وبلاگ نویسان جوان

خدمات وبلاگ نويسان-بهاربيست